می دونستـــــــــــــــــــــــــــــی
1) یک سوسک حمام میتواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.
2) یک کوروکودیل نمیتواند زبانش را بیرون در بیاورد
4) حلزون میتواند 3 سال بخوابد.
5) به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر میترسند تا از مرگ!
6) اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچوقت تمام نخواهد شد.
7) خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفهجویی کند.
8) ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا میخورند.
9) چشمهای شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
10) بچهها بدون کشکک زانو متولد میشوند. کشککها در سن 2 تا 6 سالگی ظاهر میشوند.
11) کوبیدن سر به دیوار 150 کالری در ساعت مصرف میکند.
12) پروانهها با پاهایشان میچشند.
13) گربهها میتوانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگها کمتر از 10 تا!
14) ادرار گربه زیر نور سیاه میدرخشد.
15) تعداد چینیهایی که انگلیسی بلدند، از تعداد آمریکاییهایی که انگلیسی بلدند، بیشتر است!!
16) دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند.
17) فیلها تنها حیواناتی هستند که نمیتوانند بپرند.
18) هر بار که یک تمبر را میلیسید 10/1 کالری انرژی مصرف میکنید.
19) فورییه 1865 تنها زمانی بود که ماه کامل نشد.
20) کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است.
21) اگر عروسک باربی را زنده تصور کنید سایزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتیمتر خواهد بود با گردنی 2 برابر بلندتر از یک انسان نرمال.
22) تمام خرسهای قطبی، چپ دست هستند.
23) اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید میشود.
24) اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کردهاید.
25) در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را میکندند حتی ابروها و موژهها.
26) کوتاهترین جنگ در تاریخ در سال 1896 بین زانزیبار و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید.
27) در 4000 سال گذشته هیچ حیوان جدیدی رام نشده است.
28) هیچوقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی.
29) تعداد انسانهایی که به وسیله خر کشته میشوند، از انسانهایی که در سانحه هوایی میمیرند بیشتر است.
30) چشمهای ما از بدو تولد همین اندازه بودهاند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچوقت متوقف نمیشد
وای نخونش
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت
نوشته شده توسط نسیم و مهسا در چهارشنبه دهم تیر 1388
ساعت 23:6 موضوع |
لینک ثابت
مـــــــــــــــــــــــن برگشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
سلام به همه دوستای گل قدیمی و جدیدم
فکر کنم یه ۲ سالی میشه که خبری از ما نبود
ولی دوستان لطف داشتن به ما و با اسرار دوستان اومدم آپ
خوب تو این ۲ سال خیلی خبرا شده ولی نمی دونم چطور شروع کنم خوب آخه یه خورده وحشتناک شده
وپیچ در پیچ
ولی با کمک شما درست می شه
اولین خبر و از همه مهمترین خبرا که واسه امروز کافیه اینه که
فردا تولدمه
تولدم مبارک



اصلا نگران نباشید من منتظر کادوهاتون هستم
نوشته شده توسط نسیم و مهسا در چهارشنبه دهم تیر 1388
ساعت 22:22 موضوع |
لینک ثابت



نوشته شده توسط نسیم و مهسا در پنجشنبه سوم اسفند 1385
ساعت 22:42 موضوع |
لینک ثابت
اسرار زندگی مهران مدیری
*در دبیرستان دلگشای تهران تحصیل کرده است.
*دوران مدرسه شاگرد خوبی بود
*برادر بزرگترش در ادبیات و موسیقی فعال است و در ایران زندگی می کند.
*دو برادر دیگرش سالهاست ساکن سوئد هستند.
*دروس زیست شناسی و ادبیاتش فوق العاده خوب بودند.
*گاهی معلم ادبیاتش کلاس را در اختیار او می گذاشت و می رفت.

*سال 1340 متولد شد.
*محل تولدش میدان بروجردی واقع در سر آسیاب دولاب تهران است.
*در خانوادهای متوسط به دنیا آمد.
*در کودکی بسیار دمدمی مزاج بود.
*یکی از آرزوهایش این بود که زیست شناس شود.
*بر عکس ساخته هایش بیشتر یه آثار جدی در فیلم سازی علاقه دارد.
*شروع کار طنز وی بسیار اتفاقی بود و علی عمرانی در واقع پیشنهاد همکاری
در نوروز 72 را به او می دهد.
*سال 1362 در نمایش هملت بازی کرد.
*در یک مجموعه تلویزیونی با خانم ثریا قاسمی کار کرده است.
*چند کار مذهبی د ر تلویزیون انجام داده بود.
*سال 65 وارد دانشگاه می شود ولی تحصیل را نیمه کاره رها می کند.
*در دوران سربازی عازم جبهه شده و در عملیات های مرصاد و حلبچه هم جنگیده است.
*او می خواست نقاش شود ولی استعدادش را نداشت.
*از صدای خودش لذت می برد.
*معتقد است بیش از انکه شاد باشد آدم غمگینی است.
*علاقه مند به کارگردانی سینما است.
*از شلوغی به سرعت خسته می شود.

*از ویژگی های بازیگری اش مستقیم به دوربین خیره شدن است.
*دارای دو فرزند است.
*معتقد است که شهرت سرطان است.
*پرواز شب اولین جرقه کارگردانی او در کار طنز است.
*با کارگردانی و بازی در ساعت خوش معروف شد.
*متاسفانه حواشی ساعت خوش باعث شد تا سه سال ممنوع الفعالیت شود.
*قرار بود در دو فیلم مسعود کیمیایی با عناوین «ضیافت»و«سلطان»
بازی کند که به علت ممنوع الفعالیت بودن میسر نشد.
*با جنگ نوروز دوباره به تلویزیون بازگشت.
*اولین کنسرت رسمی وی در بهمن ماه 1383 در تهران اجرا شد.
*سال 83 برنده جایزه طوطی طلایی بهترین بازیگر برای نمایش «خرگوش»
شد.
*سال 84 بهترین کارگردان طنز از سوی شبکه 3 انتخاب شد.
*سال 82 برای فیلم سینمایی «همنفس»آواز خواند.
*به تازگی خواننده تیتراژ مجموعه های خودش است
*انتخاب تصنیف قدیمی مجموعه باغ مظفر را به علت علاقه اش به««شجریان»»
انجام داد که پیشتر این تصنیف را اجرا کرده بود.

جالب است بدانید که شقایق دهقان سر صحنه پاورچین با مهراب قاسم خانی
آشنا شد و با هم ازدواج کردند. در حال حاضر صاحب دختری کوچک به نام
نیروانا می باشد. مهراب قاسم خانی از جمله نویسندگان مجموعه طنز های مدیری است.
**
آیا فكر میكنید بیعرضه هستید؟ فكر میكنید به درد هیچ كاری نمیخورید؟ فكر میكنید بیمصرف هستید؟ به خدا درست فكر میكنید!
**
دفعه اول تو کوچه ديدمش گفت داداشی ميای بازی کنيم؟بعده اينکه بازيمون تموم شد گفتی تو بهترين داداشه دنيایی،وقتی بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشام همش اونو ميديد و ميخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم دوسش دارم اما اون گفت تو بهترين دادشه دنيايی وقتی ازدواج کرد من ساقدوشش بودم بازم گفت تو بهترين دادشه دنيايی و وقتی مرد من زيره تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه ميتونست حرف بزنه ميگفت تو بهترين دادشه دنيايی چند وقت بعدی وقتی دفتره خاطراتشو خوندم ديدم نوشته عاشقت بودم دوست داشتم اما ميترسيدم بگم برا همين ميگفتم تو بهترين دادشه دنيایی
**
به لره می گن عروسی پسرت كی هست؟ میگه: این دوشنبه نه، چهارشنبه بعدی
**
ترکه رفته بوده خونه خدا هی میزده به خونه خدا میگفته آخه خدا چرا مردی؟ لره پشت سرش بوده میگه مگه احمقی؟ خدا که نمیمیره! خدا شهید میشه
**
اصفهانیه موبایل می خره صفرش رو قطع می کنه
!۩۩ ويژگي پسرهاي ايراني ۩۩
1-چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه
2-تا يه دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش
3-چشمك جزو تيك عصبيشونه.
4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن.
5-اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره.
6-دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه.
7-زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين.
8-مي خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه
اگر رنگ زیر پوشتان قرمز باشد، یعنی خوی ماجرا جویی دارید
سیاه باشد ،یعنی خیلی هیجانی هستید
آبی باشد، یعنی رومانتیک هستید
صورتی باشد، یعنی احساس جذابیت می کنید
سفید باشد، یعنی آدم آرامی هستید
زرد باشد ،یعنی خیلی کثیفی بهتره لباست را عوض کنی بری حمام!!!
mahsa
نوشته شده توسط نسیم و مهسا در جمعه سیزدهم بهمن 1385
ساعت 0:29 موضوع |
لینک ثابت
نخــــــــند
سلام
می رم سر اصل مطلب با اینکه وسط امتحاناست ولی دلم نیومد آپ نکنم
و به خاطر یکی از دوستای خوبم آقا سینا که هی غر میزد اومدمو آ پ کردم
o
يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا ردتون مي كنم
یه خانواده اصفهانی بعد از یک هفته که موز خریدند مردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون برای اینکه مزه موز نره دیگه اب نخوردند
مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده::::::::1-به حرمت اشك مادر توبه كردم --2 -داني كه چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري --3 -بوق نزن شاگردم خوابه --4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا-- 5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسكاري) --6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي كمه فاصله رو رعايت كن -7-- دنبالم نيا اسيرم مي شي-- 8 -گشتم نبود ............نگرد نيست-- 9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده 
يه بابايي مي ره خواستگاري از دختره خوشش نمي ياد مي گه ما يه دور مي زنيم بر مي گرديم
به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي ميگه بخاري! يارو كف ميكنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه وليتابستونا چه جوري بالاي درخته ؟ باز هم همون یکی ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت
یه نفر میره عروسی برف شادی می ریزن سرما می خوره
طي تحقيقات بعمل امده تركها نميتوانند با 110 تماس بگيرند .چون كليد 11 رو روي تلفن پيدا نميكنند!
ترکه با عربه دعواش ميشه. رفيقش ازش مي پرسه چي شد؟ ميگه بابا هر چي من فحش ميدادم اون قرآن ميخوند!
شباهت آقایون با آگهی بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیزی برای زمانی بیش از ۶۰ ثانیه دوام نمی آورد
لره میره طواف کعبه ، جو می گیرتش میگه " وای خدا کشته شد
تركه از آخونده ميپرسه با كفش هم ميشه نماز خوند؟ آخونده ميگه نه برادر، نميشه. تركه ميگه ولي من خوندم، ديدي دروغ گفتي؟
تفاوت محبت کردن دخترا و پسرا
قرار نبود بخندی
تفاوت محبت کردن دخترا و پسرا
در گروه های دوستی دخترها هر روز می توانید شاهد این باشید که چطور همدیگرو مورد محبت قرار میدن.مثلا:
_ وقتی همدیگرو میبینن ابراز دلتنگی می کنن, با جملات ساده ای مثل : چقدر دلم برات تنگ شده بود 
_ وقتی یکیشون مدل موش عوض میشه یا لباس جدید می خره بقیه حتی کوچک ترین جزئیاتی رو هم فکر میکنن قشنگه به زبون میارن ...مثلا : رنگش خیلی بهت میاد !!
و اما در گروههای دوستی پسرا ( چی بگم !؟! )
:
پسره در اوج محبته , احساس می کنه الان خیلی دلش برای دوستش تنگ شده, میره پیشش و مکالمات از این قراره :
_ به سلام خره...چطوری ( این جمله رو با نهایت عشق گفتا !!) و چون احساس نزدیکی میکنه, یه ضربه ی محکم هم به پشت کمر رفیقش میزنه که پسره پرت میشه تو جوب !!
_ دوست گرامی هم در جواب : بهههههههههه سلام رضا چی توز چطوری ؟ ؟
( از نوشتن بقیه ی جملات محبت آمیز معذورم چون دیگه میره اون کانال !!)
وقتی یکیشون مدل موش رو عوض میکنه یا یه تیپ دیگه ای میزنه عکس العمل دوستاش اینه:
خیلی توپه !! یه چیزی تو مایه های آفتابه و سیفون .....شدی !!!
وقتی یکی یه لباس نو می پوشه (حالا فرض کنید چیز خوبی هم خریده :فرض محال که محال نیست(؟) بقیه :
چند خریدی ؟؟ نمیرزه بابا !! یارو ....گیرت آورده, گرون خریدی بدبخت !!! رنگش مثل قورمه سبزیه
خداییش دیگه همینطوره!!!!
کلاسهای آمادگی برای آقايان - خانمها هم بخوانند
موضوع دوره: رسيدن به سطح هوشی يک خانم (کامل شدن)
هدفهای آموزشی: کلاسهای آمادگی دايم برای مردان تا عضوی از بدنشان به نام مغز را فعال کنند، عضوی که آنان منکر وجود آن هستند.
برنامه: 4 واحد اجباری
واحد 1 : کلاسهای اجباری
بياموزیم چگونه بدون مادرمان زندگی کنيم.(2000 ساعت
زن من مادر من نيست.( 350 ساعت
تمام درآمدم را به زنم می دهم.(550 ساعت
می فهمم که فوتبال ورزش نيست و رونالدو يک ابله است.(500 ساعت
زن من پرستار من نيست.
. زن من کلفَت من نيست.
واحد 2 : زندگی مشترک
من ديگر به دوره های دوستانه ی زنم دوره ی احمقها نمی گويم.
( 500 ساعت
ترک اعتياد به بازی کردن با کنترل از راه دور تلويزيون.( 550 ساعت)
چگونگی انتقال لباسهای کثيف به سبدشان بدون پخش و پلا کردن آنها.
( 500 ساعت)
چگونگی بهبود يافتن از سرماخوردگی بدون از دست دادن اميد به زندگی.
( 200 ساعت)
چگونگی به تنهايي لباس پوشيدن،به تنهايي لباس انتخاب کردن و دانستن محل کمد لباسها.
واحد 3 : تفریح و سرگرمی
اتو کشی در دو مرحله:
الف) يک پيراهن در کمتر از 2 ساعت
ب ) تکرار با ديگر لباسها ( تمرين عملی)
تميز کردن خانه... فعاليتی مطلوب و دلپذير.
فراموش نکردن بيرون بردن زباله ها.
به خاطر سپردن معنای جاروبرقی: وسيله ای برای تميز کردن خانه که گرد و خاک و آشغالها را جمع می کند.( برای استفاده ی بهتر به بخش 1 واحد 4 توجه کنيد.)
چگونگی استفاده از دستمال گردگيری.
جمع کردن خرابکار يها بعد از انجام تعميرات در خانه.
بياموزيم معادل زنانه ی + نشستن جلوی تلويزيون ; ، + ايستادن کنار اجاق گاز; نيست.
واحد 4 : کلاس آشپزی
سطح 1 (مقدماتی): وسايل خانه:
ON : روشن کردن دستگاه
OFF: خاموش کردن دستگاه
سطح 2 ( پيشرفته): درست کردن اولين سوپ آماده بدون سوزاندن آن.
( تمرين عملی: قبل از اضافه کردن مواد، آب را بجوشانيد.)
سطح 3 ( تخصصی): درست کردن چای بدون فراموش کردن آب و چای، و دم کردن آن داخل قوری و نه کتری. 
سطح 4 ( عالی): تعارف کردن چای بدون اين که نصف آن در نلبکی بريزد
.
مهلت ثبت نام: هر چي زودتر بهتر**
سوال
I love U
يعني چي ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همينطور كه داري مي ري پايين جواب رو توي دلت بده
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خب وظيفته
نظر نداده نری هـــــــــــــــا
نوشته شده توسط نسیم و مهسا در جمعه بیست و دوم دی 1385
ساعت 12:17 موضوع |
لینک ثابت
عشق می ورزیم چرا که او نخست به ما عشق ورزید چرا که خدا عشق است
ســــــلام....
مرسی از همه دوستایی که میان و کامنت میدن
........و ما رو فراموش نمی کنن
اون دوستایی که فکر میکنن نوشته های ما درپیتی و کپی برداری میتونن دیگه نیان و نظر ندن
(لطفا" در مورد چیزی که اطلاعات کافی ندارید قضاوت نکنید
گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد ..!!
***مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند.
***کاش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت
***همیشه بودی و هستی انتخاب اخرینم!
من میخوام با تو به فردا برسم تو بهار به شب یلدا برسم!
گل یکدونه ی گلدون بلور زندگی
چی دارم برات به جز یه عالمه شرمندگی!
***يک رنگي و بوي تازه از عشق بگير...پر سوزترين گدازه از عشق بگير در هر نفسي که مي تپي اي دل من...يادت نرود اجازه از عشق بگير
***
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي
***بهاي عشق چيست بجز عشق ؟ (ماري لولا)
***نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه
نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه
نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم
***
ديدگان تو در قاب اندوه سرد و خاموش خفته بودند
زودتر از تو ناگفته ها را با زبان نگاه گفته بودند
از من و هرچه در من نهان بود مي رميدي مي رهيدي
يادم آمد كه روزي در اين راه ناشكيبا مرا در پي خويش ميكشيدي
***
آرزوم بی تو محاله لحظه هام بی تو سواله
بی تو مقصد خیلی دوره راه عشقم بی عبوره
من نمی خوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم
دوست دارم که راستی راستی حس کنم تو رو تو دستم
***
غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم
تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم
رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد
من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم
***
هرز نكن ثانيه هاي قفس را ،
شتاب كن !
ناب ترين لحظه من كه بسي خوشايندتر از پرواز است،
روياي پرواز با تو است ... !
بيا در رويا غرق شويم
***هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي
***شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
***هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند
***نمي دانم تو مي خواني ز چشمم حرفهايم را نمي دانم تو مي بيني نگاه بي صدايم را كه مي گويد بدون مهربانيهاي بي حدت... بدون عشق تو، هيچم...
***
مي داني كه من دلواپس فرداي خود هستم مبادا گم كنم راه قشنگ ارزو ها را... مبادا گم كنم اهداف زيبا را... مبادا جا بمانم از قطار موهبتهايت... دلم بين اميد و ناميدي ميزند پرسه ميكند فرياد ...ميشود خسته... مرا تنها تو نگذاري ...
***
دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم. حتي بيش از عشق
***
انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري
***
نرگس جوان زيبايي بود كه هر روز مي رفت تا زيبايي خود را در در ياچه اي تماشا كند چنان شيفته خود مي شدكه روزي به درون درياچه افتاد و غرق شد در جايي كه به آب افتاد گلي روييد كه نرگس ناميدندش .وقتي نرگس مرد اورياد ها – الهه هاي جنگل – به كنار درياچه آمدند كه از يك در ياچه آب شيرين به كوزه اي سر شار از اشكهاي شور استحاله يافته بود اورياد ها پرسيدند : چرا مي گريي در يا چه گفت: براي نرگس مي گريم اورياد ها گفتند : آه شفت آور نيست كه براي نرگس مي گريي و ادامه دادند هرچه بود با آ نكه همه ما همواره در جنگل در پي اش مي شتافتيم تنها تو فرصت داشتي از نزديك زيبايي اش را تماشا كنيدر ياچه پرسيد : مگر نرگس زيبا بود اوريادها شگفت زده پاسخ دادند : كي مي تواند بهتر از تو اين حقيقت را بداند ؟ هرچه بود هرروز در كنار تو مي نشست .درياچه لختي ساكت ماند سر انجام گفت: من براي نرگس مي گريم اما هرگز زيبايي او را نيافته بودم براي نرگس مي گريم چون هر بار از فراز كناره ام به رويم خم مي شد مي توانستم در اعماق ديدگانش بازتاب زيبايي خود را ببينم.
***
آرزوی من: آزادی!
اگر میدانستم عشق پایانی دارد هیچگاه عاشق نمیشدم!
اگر میدانستم معنای عشق بی وفایی و دلشکستن است در همان
لحظه اول که دلم را به تو هدیه دادم آن را از تو پس میگرفتم....
اگر میدانستم روزی از من سرد و خسته می شوی در همان لحظه
اول آشنایی مان قید تو را میزدم....
من عشق را نمیخواستم من محبت و دوست داشتن را میخواستم....
من وفا و ایثار را میخواستم
***
در این دنیا به اندازه کافی جا برای همه مخلوقات است به جای اینکه جای کسی رو بگیریم سعی کنیم جای واقعی خود را پیدا کنیم.
***
افتادن برگ از درخت نشانه امدن زمستان نيست بلکه نشانه تمام شدن يک عمر است
***
نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد
***
چرچيل : عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد
***
آن روز با تو بودمامروز بي توام آن روز که با تو بودم بي تو بودم امروز که بي توام با توام( حميد مصدق)

تقدیم به همی دوستای نازم
دوستون دارم نسیـــــــــــــــــــم
نوشته شده توسط نسیم و مهسا در جمعه بیست و چهارم آذر 1385
ساعت 15:6 موضوع |
لینک ثابت
مسخره بازی
سرشماری نفوس و مسکن با موفقیت به پایان رسید
قم
- سلام حاج آقا
-سلام علیکم و رحمه الله برادر . خسته نباشید . خدا قوت ان شاالله . الله اکبر.
-ببخشید حاج آقا شما چند تا فرزند دارید؟
- دو تا , یه دختر یه پسر
- شغل
- مداحی . نوحه خونی . فروش البسه روحانیون و طلبه ها . مدیریت خانه عفاف.
-تعداد همسر ؟
- 55 تا
- بله!؟!؟!؟!؟!؟!؟! ببخشید بچه هاتون زن زاییدن یا زناتون بچه زاییدن؟!
- 54 تا صیغه یک نفر هم نکاه.
- صحیح .
- وقت نماز برادر امری با من نیست؟
- نه متشکرم
خرم آباد
- سلام
- کر سلام
- شما چند تا فرزند دارید؟
- 11 تا دختر 16 پسر جمعا 35 تا .
- شغل
- فروش بیل و کلنگ یه باشگاه بدنسازی هم دارم !
- تحصیلات ؟
- سیلک
- متشکرم
آبادان
- سلام
-سلام ولک
- شما چند تا فرزند دارید؟
- به تو چه کوکا!!!
-ای بابا ! آقا من مامور آمار هستم!
-خو کوکا منم مامورم !
-کارتتون لطفا
-خودت کارتت لطفا!!
- آقا اصلا شما بچه داری!؟!؟
- نه کوکا تموم کردیم!
-خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
شیراز
- سلام
-سلام کاکو
- شما چند تا فرزند دارید؟
- سه تا کاکو
- تعداد دختر و پسر ؟
- سه تاش دختره کاکو
- شغلتون ؟
- لوازم آرایشی بهداشتی میفروشم کاکو.
- در آمد متوسط ماهانه؟
- 15 میلیون تومن در ماه کاکو.
- ببخشید شما خلبان هستید یا کاسب!!!!!؟؟؟؟
- نه جون کاکو من کاسب لوازم آرایشی هسم !
عرب
- سلام
- السلام علیک!
- شما چند تا فرزند دارید؟
-244 تا
- چند تا دختر چند تا پسر!؟
- 200 تا پسر آمار دخترام هم به تو مربوط نی!!!!
-متشکرم!!! خدانگهدار
- فی امان الله.
اصفهان
- سلام
-سلام دادا
- شما چند تا فرزند دارید؟
- سی و سه تا
- چند تا دختر چند تا پسر ؟
- همش پسرس دادا
-تحصیلات؟
- دکترای متالوژی گرایش ذوب آهن .
-شغل؟
- برج ساز .
- وسیله نقلیه دارید؟
- بله . یه ژیان دارم
زاهدان
- سلام
-شلام
- شما چند تا فرزند دارید؟
- شی و هفتا داشتم الان شه تاش مونده!
- جان!؟!؟!؟ منظورتون چیه!؟!؟؟!
- شی تاشون تو درگیری با نیرو انتظامی کشته شدن!
- متاسفم . حالا باقیمانده چندتا دختر و چند تا پسر؟
- شه تا دختر
- شغل ؟
- مامور نیروی انتظامی . شتاد مبارزه با مواد مخدر
-بسیار عالی!!!
**مزایای بد حجابی و مانکن خیابانی بودن**
۱- تغییر کاربری دستمال سفره و دم کنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه
۲- بچه مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موی خروسی و بالا رفتن قیمت خروس در حد گاو
۳- بالا رفتن بی سابقه ی فروشگن های لاغری سونا بلت در حد کمپانی مایکروسافت به علت پوشیدن مانتو های بدن نما و خوش هکل بودن ۹۰٪ دخترای ایرونی(روم به دیوار مورچه خاک به گور)
۴- تولید نیروی برق و الکترسیته و از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد نیروگاه بوشهر
۵- قوی شدن چشم مردهای ایرانی در حد تلسکوپ و گسترش زبان فارسی خصوصا" این ضرب المثل((یه نگاه که حلاله))
۶-کاهش نرخ بیکار افراد شاغل در شغل های شریف خفاش شب..عنکبوت...اتو زنی..تاکسی مرسی..مدیریت خانی عفاف..
۷-پر شدن اوغات فراغت برادران همیشه در صحنه ی بسیج و برخورد با خانومها
۸- پیدا شدن خیلی میلیون جنیفر لوپز که سالها استعدادشان زیر مانتوی گشاد هدر میرفت
۹- تکامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش در ۳۶۰ درجه برای دید زدن داف ممکن
آپ از: نسیم........هرکی اعتراض داره دستش بالا
نوشته شده توسط نسیم و مهسا در جمعه بیست و چهارم آذر 1385
ساعت 14:47 موضوع |
لینک ثابت
انسان تنها مخلوقي ست كه نمي خواهد همان باشد كه هست
وقتي انسان دوست واقعي دارد كه خودش هم يك دوست واقعي باشد
. 
اساس زندگي بر 10 اصل استوار است ..... اصل اول محبت و 9 اصل ديگر گذشت
نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم
ميشه پرنده بود وپرواز نکرد ميشه پرواز کرد وپرنده نبود
گاه يك لبخند، يك جمله كوتاه، يك خط و يا يك نگاه مي تواند بهترين هديه باشد
آنکه عشق مي کارد اشک درو مي کند
زندگي منهاي خدا تكرار بي روح روزها و هفته هاست

نوشته شده توسط نسیم و مهسا در جمعه هفدهم آذر 1385
ساعت 18:1 موضوع |
لینک ثابت
جواد ترين هاي سال
?-جوادترين اسم:در اين زمينه هيات داوران به علت انبوه اسامي كار دشواري را پيش رو داشت اما پس از رايزني هاي فراوان از ميان شير علي،قلي ،انريكو و ثابت جايزه به اسم قباد اهدا شد.
?-جوادترين سرگرمي:داوران در اين بخش از ميان دوردرجا،چت،تك چرخ،قليون و منچ جايزه را مشتركا به چت و قليون اهدا كرد.
?-جوادترين ساز:نامزد هاي اين بخش گيتار،بوق بيابوني،كمونچه ،گيتاربيس و سه تار بود كه داوران محترم جايزه را لايق گيتار دانست.
?-جوادترين خواننده غير مجاز سال: در اين قسمت هيات داوران با تقديم ديپلم افتخار به حسن شماعي زاده،جايزه جو اد بلورين را با اكثريت ارا به داوود بهبودي تقديم كرد.
?-جوادترين البوم سال: تنها قسمتي كه داوران بدون هيچگونه اختلاف نظر به نتيجه رسيدند....البوم ديوونه منصور
?-جوادترين اهنگ سال: در حالي كه همه نفس ها در سينه حبس شده بود تيم داوري با تقديم ديپلم افتخار به اهنگ نون ودلقك جايزه اصلي را به علي رضا عصار و اهنگ خيال نكن نباشي بدون تو.....
?-جايزه ويژه:در اين قسمت به خاطر يك عمر فعاليت جوادي و گسترش مسلك جواد جايزه ويژه به عباس قادري اهدا شد.قادري در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود به روي صحنه امد و در ميان شور و حال عرفاني مردم جايزه را دريافت كرد.
?-جواد هاي مطبوعات: جوايز با دقت تمام اهدا گرديد...روزنامه خبر ورزشي،ستون پنجره نقره اي و امير مهدي ژوله در بخش هاي جواد ترين نشريه و ستون و نويسنده به حق خود رسيدند.
?-جواد ترين گزارشگر سيما: در حالي كه به علت شايسته بودن همه ميرفت كه كار به دعوا بكشد جايزه به جواد خياباني اهدا گرديد.جواد پس از دريافت جايزه گفت: اين جايزه را كه حاصل يك عمر تلاش ميدانم به استادم اسكندر كوتي تق ديم مينمايم.در ضمن من شريك تجاري مهندس نيستم.
??- جوادترين سايت سال: هيات داوران ضمن سپاس از سايت پندار، به علت گرافيك واستانداردهاي كامل جوادي جايزه را به سايت چلچراغ پيشكش كرد.
??-جوادترين كتاب سال: داوران در اقدامي عجيب جايزه را مانند سال گذشته به اقاي مهندس براي كتاب اهنگ براي موبايل تقديم نمود.كتابي كامل كه در ان انواع اهنگ ها از موتزارت و باخ گرفته تا ويرون بشي اي دل و بدنام وپلنگه موجود است تا روي گوشيتان(????) نصب و از نواي رويايي ان لذت بريد.
??- جوادترين صحنه سال: صحنه اي كه شهرام خان ناظري با ان سيبيل خاص!! و عينك قرمز در تلويزيون ظاهر شد و شعر فردوسي را در ميان بهت همه ما اشتباه خواند(پي افكندم از نظم كاخي بلند..كز اب و اتش!!!!!!! نيابد گزند)
??-جوايز بخش هاي جانبي: داوران جواد بلورين را به عمو رحيم به عنوان شيريني فروشي ،حس ن روباه به عنوان جواد قهرمان،تكيه كلام(جونه تو سالاره)،مانتو خفاشي در بخش پوشاك، ادكلن بيك،لاستيك وكفش سفيد،يخ در بهشت وخاكشير(مشتركا) براي نوشيدني گوارا اهدا شد.
??-جوادترين فوتباليست سال: مهمترين جايزه..خيلي ها دوست داشتند جاي اين برنده رويايي بودند.به همين دليل داوران نفر برگزيده اين بخش را براي افزايش هيجان در انتها اعلام نمودند.نيكبخت واحدي در حالي كه تل قشنگش را با ان چسب دماغش ست كرده بود جايزه را دريافت كرد.در حالي كه اكثريت يوزپلنگ هاي سالن را بغض و گر فرا گرفته بود.
بيانيه هيات داوران با صداي بهرام شفيع قرائت شد و در ان ارزو كردند كه سالي مملو از جواد و بدور از هرگونه تيتيش باشيم.شفيع نيز به علت برگزاري موفق مراسم به شدت از سوي حضار تشويق شد.
و سرانجام رييس دائمي هيات داوران در ميان فرياد هاي مردم براي نصيحت پشت ميكروفون تشريف فرما شدند. مسعود خان كيميايي حرف هاي مهمي ايراد كردند كه به علت تكراري بودن بي خيال....
نوشته شده توسط نسیم و مهسا در جمعه هفدهم آذر 1385
ساعت 17:53 موضوع |
لینک ثابت
سخنــــــان گشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد
چرا سلام؟؟
همش که نباید سلام گفت اصلا هر وقت اومدین اینجا اول بگین دروووووود
نسیــــــــــم الان داره بهم می خنده مگه خنده داره؟
چپ چپ هم نگاه می کنه نه نه چشاش اینجوریه
بیخیالش.....هوووو من دوسِش دارمـــا
درووووود بر ملت محترم (نسیم بلغور کرد)
بسه دیگه بریم سر اصل مطلب
بعد یه ماه اومدیم همه غش و ضعف کردن که چرا ما دیر آپ کردیم
زندگی پژمردن يک برگ نيست بوسه ای در کوچه های مرگ نيست زندگی يعنی ترحم داشتن با شقايقها تفاهم داشتن.

زرد است که لبريز حقايق شده است...تلخ است که با درد موافق شده است...شاعر نشدي وگرنه ميفهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است.
خنده ات رو به همه بده، ولي لبخندت را به يه نفر، عشقت را به همه بده،ولي وجودت را به يه نفر، بذار همه عاشقت باشن، ولي خودت عاشق يه نفر باش
میتونم یه چیزی بهت بگم؟ مطمئن باش که از ته قلبم میگم... همیشه از خدا میخواستم که تو زندگیم یه همراه خوب بهم بده.. . همراهی که همیشه کنارم باشه و بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم... خدا یکیشو به من داد.... مال من نوکیاست... مال تو چیه؟
تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند.
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد .
تو در دل من جا داری... تو در رگ من جا داری... . .
رفتم دکتر گفت انگل داری...
از اونجا که نسل دایناسور 2میلیون سال پیش منقرض شده پس نتیجه می گیریم : دنیا دیگه مثل تو نداره ........نه داره نه می تونه بیاره
bodo boro poshte boom bebin bad az kodoom taraf miyad soorateto begir tarafesh ye boos barat ferestadam begiresh...!
می نویسم با نور
در هوایی از مهر
کاغذی از پر گلهای سپید
نه به یک بار و به ده بار،
که هزاران، شاید
می نهم در سبدی
از گل نیلوفر و احساس دلم
می سپارم
به دل قاصدکی تا برساند به دلت
تا بدانی
دل من
غرق تمنای نگاه تو هنوز
می نویسد شب و روز:
« خوب نازنین من
از همیشه تا هنوز
دوستت می دارم!...»

اگه ۱۰۰۰نفر دوست داشته باشن یکیش منم
اگه ۱۰۰نفر دوست داشته باشن یکیش منم
اگه ۱۰نفر دوست داشته باشن یکیش منم
اگه ۱ نفر دوست داشته باشه اون منم
اگه کسی دوست نداشته باشه بدون من مردمم!!!!
نوشته شده توسط نسیم و مهسا در جمعه هفدهم آذر 1385
ساعت 17:47 موضوع |
لینک ثابت